۱۶ دلیل برای اینکه هنوز بی‌کار هستید؟

اگر شما هم جز آن دسته کارجویانی هستید که بعد از چندین ماه جویای کار بودن کماکان بی‌کار هستید، احتمالا هر روز از خود می‌پرسید:

«چرا هنوز نتوانسته‌ام کار پیدا کنم؟»

 

این سوال معضل بسیاری از افراد مثل شما است. در ادامه چندین مورد از دلایلی که باعث می‌شود افراد نتوانند شغل مناسب خود را پیدا کنند اشاره کرده‌ایم:

۱. از شبکه‌های ارتباطی دور هستید و ارتباطات لازم را برقرار نکرده‌اید

این روزها بیشتر مشاغل به شبکه‌های ارتباطی متصل هستند. اگر برای یافتن کار تنها به جستجو در روزنامه‌ها، اخبار و حتی اینترنت و فرستادن رزومه برای کارفرمایان از طریق سایت‌های کاریابی و تبلیغات بسنده کرده‌اید، احتمال اینکه نتوانید شغل مورد علاقه خود را پیدا کنید بسیار زیاد است. اگر با افراد مختلف در حوزه شغلی که می‌خواهید در ارتباط نباشید رزومه شما تقریبا بی‌ارزش خواهد بود و یافتن شغل مناسب نیز برایتان بسیار سخت می‌شود.

۲. عملکردتان در مصاحبه‌های شغلی ضعیف است

پس از انجام مصاحبه‌های بسیاری که برای یک موقعیت شغلی در دسترس (دستیار اداری) در شرکت انجام دادیم، عملکرد ضعیف افرادی که خواستار این شغل بودند (با توجه به این که این موقعیت شغلی در سطح نسبتا پایینی قرار دارد) باعث شگفتی بود. با انجام دادن کارهایی مثل جویدن آدامس، پوشیدن لباس نامناسب، بحث کردن و صحبت درمورد این که چه کارهایی را انجام نخواهید داد، مصاحبه شغلی خود را به کلی بیهوده و ناموفق خواهید ساخت.

۳. به آراستگی خود اهمیت نمی‌دهید

شرکت‌های خوب معمولا به دنبال افراد آراسته و با ظاهر مناسب هستند. اهمیت به ظاهر و آراستگی نشان دهنده شخصیت شما نیز هست پس بهتر است از پوشیدن لباس‌های نامناسب مخصوصا هنگام مصاحبه شغلی پرهیز کرده و خوش پوش و آراسته باشید.

۴. درخواست حقوق بسیار بالا می‌کنید

کارفرمایان معمولا برای هر موقعیت شغلی حقوق ثابتی را با تغییرات ناچیز در نظر می‌گیرند. برای آن‌ها فرقی نمی‌کند که شما پیش‌تر چه مقدار حقوق دریافت می‌کردید و مخارجتان متناسب با چه درآمدی بوده است. اگر درخواست حقوق شما بیش از حدی باشد که کارفرما برای موقعیت شغلی در نظر گرفته است، احتمالا استخدام نمی‌شوید. یادتان باشد که گاهی لازم است برای پایان بیکاری با حقوقی کمتر از انتظارتان کاری را آغاز کنید.

۵. مهارت‌های شما بیش از حد انتظار است

این طبیعی است که کارفرمایان شخصی با ده سال سابقه کار و تجربه بسیار زیاد در موقعیت شغلی پیشین خود را برای شغلی با سطح ابتدایی استخدام نخواهند کرد. مشاغل ابتدایی مناسب افراد تازه‌کار است. اگر با سابقه کاری بالا برای مشاغل ابتدایی درخواست می‌فرستید کارفرما را آزرده می‌کنید. البته که ممکن است این کار را به دلیل ناامیدی و این که پس از مدت‌ها جستجو هنوز شغل مناسبی نیافته‌اید، انجام دهید اما در چنین شرایطی بهتر است در شرکتی مرتبط با حوزه کاریتان به عنوان مشاور مشغول شوید و یا کسب و کار خودتان را راه‌اندازی کنید. ما با افرادی با تجربه و سابقه کاری بالا که برای کارآموزی درخواست شغلی داده‌اند حتی مصاحبه نیز نمی‌کنیم چون می‌دانیم که این افراد در چنین موقعیت رشد نخواهند کرد و اگر فردی در موقعیت شغلی خود رشد نکند در رشد شرکت نیز اختلال ایجاد خواهد کرد. به علاوه این افراد به دلیل تجربه بالا احتمالا در کارهای کارفرما دخالت خواهند کرد و نمی‌توان چیزی را به آن‌ها آموزش داد. پس اگر با تجربه هستید برای مشاغل ابتدایی درخواست شغلی نفرستید!

۶. بدون داشتن مهارت کافی برای هر شغلی درخواست می‌فرستید

بسیار دیده می‌شود که افرادی بدون داشتن مهارت کافی برای هر شغلی درخواست می‌فرستند. اگر حداقل ۶۰٪ مهارت‌های لازم که در آگهی شغلی ذکر شده است را ندارید، فرستادن درخواست شغلی کار اشتباهی است. در این صورت حتی اگر موفق به گرفتن شغل شوید، در کار خود موفق نخواهید بود و باعث کاهش بهره‌وری شرکت می‌شوید و ممکن است به زودی این شغل را از دست بدهید.

۷. زیاد سیگار می‌کشید

سیگار کشیدن علاوه بر اینکه برای سلامتی مضر است باعث می‌شود لباس‌هایتان نیز اغلب بوی نامطبوعی داشته باشند. بسیاری از شرکت‌ها به وضعیت ظاهری کارمندان خود اهمیت می‌دهند و ممکن است کسی که زیاد سیگار می‌کشد را استخدام نکنند.

۸. عنوان شغلی و تخصص شما در حال انقراض است

به طور مثال این روزها در حوزه مشاوره و فروش املاک مشاغل در دسترس زیادی وجود ندارد. بسیاری از مشاغل کم کم رو به ناپدید شدن هستند و یا اشباع شده‌اند. بسیاری از کارها نیز امروزه توسط ربات‌ها انجام می‌شوند. اگر تخصص شما در حوزه‌ای است که دیگر خواستار ندارد شاید وقت آن رسیده مهارت‌های جدیدی بیاموزید و حوزه کاری خود را تغییر دهید.

۹. نگرش و رفتار شما نامناسب است

نگرش نامناسب و رفتارهای گستاخانه و خودمحور باعث می‌شوند مصاحبه شغلی ناموفقی داشته باشید و در نتیجه نتوانید در شرکتی که می‌خواهید استخدام شوید. برای شروع یک شغل و همکاری با دیگران باید مثبت و خوش‌رفتار باشید.

۱۰. شما افسرده و غمگین هستید

گاهی افراد در روند جستجوی شغلی ناامید و افسرده می‌شوند و یا به دلیل مشکلاتی که در زندگی شخصی دارند غمگین و بی‌انگیزه هستند. اگر نمی‌توانید این احساسات را کنترل کنید و همواره غمگین و افسرده هستید و از مشکلات روحی رنج می‌برید، بهتر از پیش از ادامه راه جستجوی شغلی از یک روانشناس کمک بگیرید.

۱۱. عصبانی هستید

ممکن است از فردی که باعث شده شغل قبلی خود را از دست بدهید یا شما را اخراج کرده است عصبانی باشید. البته که حق دارید اما باید این خشم را کنترل کنید چرا که خشم شما آسیبی به آن شخص نمی‌رساند اما موجب به خطر افتادن زندگی شخصی و حرفه‌ای شما خواهد شد. به این فکر کنید که اگر اخراج شده‌اید، حتما علتی داشته است. سعی کنید علت را شناسایی کرده و آن را برطرف کنید. اگر در اثر تعدیل نیرو کار خود را از دست داده‌اید، بدانید که مشکل شخصی وجود نداشته و این تصمیم تنها مربوط به شرایط کسب و کار پیشین شما است. سعی کنید خشم خود را کنترل کرده، مسائل را حل کنید و با آرامش به جستجوی شغل جدید بپردازید.

۱۲. به موارد خواسته شده در آگهی شغلی توجه نکرده‌اید

در یکی از آگهی‌های شغلی از متقاضیان خواسته بودیم تا در کنار رزومه برای ما گزارشی ارسال کنند و در آن توضیح دهند که به چه دلیل خواستار این موقعیت شغلی هستند. تنها دو نفر از متقاضیان آن چه خواسته شده بود را ارسال کردند. اگر می‌خواهید برای مصاحبه برگزیده شوید آگهی‌ها را با دقت مطالعه کنید و آنچه از شما خواسته شده را تهیه کنید. این را بدانید که اگر کاری که کارفرما پیش از استخدام از شما خواسته را انجام ندهید، احتمالا پس از استخدام نیز به خواسته‌های او توجه نخواهید کرد.

۱۳. قسمت مهمی از روند مصاحبه شغلی را از دست داده‌اید

پس از یک مصاحبه شغلی از یکی از متقاضیان خواستیم تا پیش از تصمیم نهایی در یکی از رویدادهای شرکت حضور یابد تا با مشتریان ملاقات کند. او طی ایمیلی اعلام کرد که نمی‌تواند در این رویداد حاضر شود؛ اما مایل است که روند مصاحبه شغلی را تکمیل کند. مرحله بعدی مصاحبه شغلی این شخص همان رویدادی بود که آن را از دست داد. به خاطر داشته باشید که وقتی خواستار یک موقعیت شغلی هستید باید خود را برای هر چیزی آماده کنید و هر آنچه از شما خواسته می‌شود را انجام دهید. این شخص در مصاحبه شغلی عنوان کرده بود که دو سال بیکار بوده است؛ البته که جای تعجبی ندارد!

۱۴. از پاسخ دادن طفره می‌روید

هنگامی که در مصاحبه شغلی از شما سوالی پرسیده می‌شود، باید به طور کامل و واضح به آن پاسخ داده و از طفره رفتن بپرهیزید. گاهی متقاضیان به سوال‌ها جواب‌های بی‌ربط و گاه احمقانه می‌دهند. به عنوان مثال هنگامی که از آن‌ها درباره ضعف‌هایشان سوال می‌کنیم پاسخ‌هایی مانند: «من بیش از حد به خودم انگیزه می‌دهم.» یا «شروع‌کننده خوبی هستم اما خیلی به خودم سخت می‌گیرم.» می‌گیریم. این پاسخ‌ها واقعا احمقانه هستند!

۱۵. نمی‌توانید به خوبی ارتباط برقرار کنید

این شما هستید که باید مصاحبه شغلی را در دست گرفته و پیش ببرید. گاهی مصاحبه‌گر به سختی پاسخ سوال‌ها را از زیر زبان متقاضی بیرون می‌کشد! اگر نتوانید به خوبی ارتباط برقرار کنید هرگز نمی‌توانید استخدام شوید. اگر اتفاقی موفق شدید استخدام شوید احتمالا به زودی کارتان را از دست خواهید داد.

۱۶. به اندازه کافی آماده نیستید

اگر آماده نباشید در رقابت با کاندیدایی که از شما آماده‌تر است به راحتی بازنده می‌شوید. کارفرمایان معمولا کسی را استخدام می‌کنند که به آن‌ها کمک کند و ارتباطات موثر داشته و مصاحبه شغلی را به خوبی پیش ببرد.

بسیاری از افراد هستند که مدت بسیاری بدون هیچ دلیلی بی‌کار می‌مانند و موفق به پیدا کردن شغلی مناسب نمی‌شوند. با خواندن این دلایل ممکن است علت این امر را در خود بیابید. اگر نگرشی مثبت داشته باشید، بتوانید با احساسات منفی خود کنار بیایید و از شغل آینده خود انتظارات نا به جا نداشته باشید به زودی می‌توانید شغل مناسب خود را پیدا کنید.

 

فرهنگ سازمانی چیست ؟ نقش آن در شرکت ها چگونه است؟ (۱)

فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی به اعتقادات، باورها و رفتارهایی اشاره دارد که تعامل کارکنان و مدیران شرکت را تعیین کرده و معاملات و سایر فعالیت های بیرونی سازمان را مدیریت می کند. مدت زمان زیادی نیست که داشتن فرهنگ سازمانی بسیار خوب هم مانند حقوق ماهیانه و تسهیلات شغل به یک گزینه برای کارکنان بدل شده است. در واقع، فرهنگ سازمانی هم به همراه سایر مزایای مشاغل، موردانتظار و قابل پیش بینی بود.

فرهنگ سازمانی که یک شرکت داراست لزوماً برای یک سازمان دیگر نتیجه نمی دهد. اما می توان از شرکت هایی که از فرهنگ سازمانی درست و مناسب برخوردارند چیزهای زیادی آموخت و سپس برای ایجاد فرهنگ سازمانی کسب و کار خود اقدام کرد. پس با ما همراه باشید تا نگاهی بیندازیم به شرکت هایی که از فرهنگ سازمانی جالب و خوبی برخوردارند. امروز به ۳ مورد از این شرکت ها می پردازیم. امیدوارم مفید واقع شود.

۱- Zappos

Zappos تقریباً یکی از مشهورترین ها در فرهنگ سازمانی است که فروش آنلاین کفش را نیز به عهده دارد. فرهنگ این سازمان چگونه است؟

با مصاحبه ی فرهنگی مناسب آغاز می شود که نیمی از آن، زمانی ست که داوطلب استخدام شود. به کارکنان جدیدی که بعد از یک هفته ی اول آموزشی قصد خروج از شغل را داشته باشند ۲٫۰۰۰ دلار پیشنهاد می شود. ۱۰ ارزش اصلی شرکت برای هر یک از اعضای تیم القا شده و توسط آنان پذیرفته شده است. بهترشدن وضعیت کارکنان بخاطر کارمندانی ست که تست مهارت های شان را سپری کرده اند و قابلیت های افزایش یافته ی خود را به نمایش می گذارند. بخش هایی از بودجه برای ارتقای فرهنگ و تیم سازی کارکنان اختصاص داده می شود.

مزایا بعلاوه ی محل کار خوب که مفرح باشد و مشتریان راضی و خشنودی را ایجاد کند همه از فرهنگ های سازمان Zappos می باشد. زمانی که فرهنگ سازمان به درستی ایجاد شود خدمات مشتری و برند بسیار عالی رخ خواهد داد.

۲- Warby Parker

Warby Parkr شرکتی ست که از سال ۲۰۱۰ ساخت و فروش عینک را به عهده دارد. عینک ها توسط خود شرکت طراحی شده و مستقیم و بدون واسطه به مشتریان با قیمت های کم و مناسب فروخته می شوند. یکی از دلایلی که این شرکت به چنین سطحی از موفقیت رسیده این است که کاملاً به فرهنگ اختصاص یافته است. جلودار این شرکت، داشتن یک فرهنگ سازمانی مثبت و تنظیم کردن برنامه ها و رویدادهای مفرح و مثبت می باشد.

شرکت کاملاً به این موضوع آگاه است که داشتن یک رویداد و برنامه ی در آینده ای نزدیک، (در جریان) کل اعضای تیم را آماده نگه می دارد. چیزی در آینده وجود دارد که همه به آن چشم بسته اند که تمامی این اتفاقات هم نشان می دهد که اعضای تیم در کنار هم به خوبی مشغولند و به صورت رندومی به کمک کردن در مراحل خاص می شتابند.

۳- توییتر

کارکنان شرکت توییتر، همواره از فرهنگ سازمانی که دارند سخن می گویند. تیم-محور بودن، برگزاری جلسات در اتاق هایی با محیط باز و داشتن همکارانی که اساس کار آنها دوستی بوده از جمله مواردی ست که در شرکت توییتر وجود دارد.

کارکنان توییتر، انتظار غذاهای رایگان در مقر سان فرانسیسکو را به همراه کلاس های یوگا و تعطیلات نامحدود برای برخی از آنان دارند. امثال اینگونه تسهیلات و مزایاها در دنیای استارتاپی آنچنان هم که باید جذاب و فوق العاده نیستند. پس چه چیزی آنها را در شرکت توییتر مجزا می کند؟

کارکنان نمی توانند از عشق و علاقه ای که به هنگام کار کردن با سایر همکاران باهوش دارند سخن نگویند! آنها از اینکه قسمتی از شرکت هستند خوشحالند و دلداده ی انجام کارهایی هستند موضوعات مهم و به روز دنیا را فراهم می کند. احساس مشترکی که در آنها وجود دارد این است که اجازه نمی دهند جایی را قبل از به اتمام رسانیدن آن کار ترک کنند.

روابط کاری : با همکاران بدجنس در محل کار چطور رفتار کنیم؟

روابط کاری

احتمالاً شما هم از این نوع کارکنان شناخت خوبی دارید: کسی که در حضور رئیس به گونه ای خاص رفتار می کند اما وقتی تنها هستید کاملاً به شخصیت دیگری بدل می شود. این موضوع خصوصاً وقتی ناامیدکننده ست که خودِ مدیر مانند فردی نابینا بوده و متوجه این رفتارها نشود! چه بسا ارتقا رتبه و مقام هم برای این شخص قائل شود. احتمالاً در چنین وضعیتی دوست دارید با صدای بلند فریاد بزنید و واقعیت همه چیز را درباره این همکارتان برملا سازید. اما قبل از هر کاری کمی زمان بگذارید و ببینید چرا این شخص رفتارِ این چنینی بروز می دهد؟ ببینید شما چه کاری می توانید برایش انجام دهید؟

ابتدا، تشخیص دهید که انواع مختلف تناقض وجود دارد. در ادامه سه مورد از متداول ترین شان در روابط کاری معرفی می شود:

۱- دسته اول مهارت بالایی در صحبت کردن دارند و سرعت بیان آنها نیز سریع است. در قدم زدن هم سرعت دارند. این نوع از همکاران معمولاً وقتی رئیس در اتاق حاضر باشد داستان های زیادی برای گفتن دارند. با اینکه افکار بلندپایه ای دارند و به نظر می رسد که عمیقاً درگیرِ چیزی شده اند اما به هنگام مشارکت و عمل برملا می شوند. “در اینجا بوی فریبندگی و کلاه برداری و بی اساس بودن می آید. همه ی افراد با برنامه ای در دست، -برنامه ای ضروری که باید انجام دهند- از اتاق خارج می شوند. اما این شخص گویی هیچ کاری برای انجام ندارد!” -Karen Dillon -نویسنده بخش سیاست های دفتری در HBR

۲- این دسته از همکاران رفتاری بسیار دوستانه دارند و در روابط کاری اهل تصدیق و قدردانی می باشند. در واقع، این افراد همان چیزهایی که مردم دوست دارند بشنوند را به زبان می آورند اما در نهایت، ناگهان درمی یابید که باعث تضعیف شما می شود. Dillon این افراد را “همکار خوبِ جعلی” می نامد. به گفته ی Dillon، این همکار در حضور رئیس، از تلاش ها و عملکردهای شما تعریف کرده و شما را تحسین می کند اما در پشت صحنه ها، درمی یابید که به سراغ رئیس رفته و نگرانی هایش را ابراز کرده است. شما با در جریان قرار گرفتن از این موضوع به شدت شگفت زده می شوید زیرا انتظارات بیش تری از این فرد داشته اید!

۳- گروه سوم این همکاران، در حضور رئیس جذاب، دلربا و محترمند اما در غیاب رئیس، فردی گستاخ و بی اعتنا به همه چیز به شمار می روند. این شخص وقتی پیرامون افرادی قرار بگیرد که برای دستیابی به خواسته هایش کمک کنند، بهترین رفتارها را از خود بروز می دهد. به گفته ی پرفسور Wharton این افراد تمایل دارند زیردستان خود را تحت سلطه و کنترل خود قرار دهند. و بطور شگفت انگیزی توسط والامقامان خود مطیع، فرمانبردار و باحرمت می باشد. این افراد می خواهند توسط اسپانسورهای مالی موثر موردتحسین قرار بگیرند بنابراین ممکن است خارج از روند معمول، به تملق و چاپلوسی این افراد نیز بپردازند.

بی توجه به اینکه در روابط کاری با کدام نوع از این افراد سروکار دارید، مراحلی هست که می توانید با اجرای آن به مدیریت بهتر عکس العمل های تان در مقابل این شخص بپردازید.

ابتدا، درک کنید که این مسئله، ارتباطی با خودِ شما ندارد!

بطور شخصی به این موضوع نگاه نکنید! هر وقت با این رفتار روبرو شدید یک قدم به عقب برگردید و فقط به عنوان یک تماشاگر ببینید دقیقاً چه اتفاقی در روابط کاری رخ داده است. شاید خودتان را یک قربانی در بازی این فرد ببینید. اما در حقیقت، این موضوع بیش تر برمی گردد به عدم خودآگاهیِ همکار شما، ناامنی و یا تجربیات گذشته اش!

دوباره وارد بازی نشوید!

وقتی این رفتار را مشاهده کردید احتمالاً تمایل پیدا می کنید تا عدالت را برقرار کنید خصوصاً اگر این رفتار، مورد تشویق نیز قرار گرفته باشد! در این حالت، درگیر احساساتِ درونی خود می شویم و می گوییم “این عادلانه نیست! من خیلی سخت کار کردم و مدام تلاش کردم تا همکار خوبی برای دیگران باشم. چرا رئیس این را نمی بیند؟ “مهم نیست چه کاری انجام دهید اما با آتش بازی نکنید!

رفتار خودتخریبی از خود بروز ندهید. سعی نکنید شما هم باعث تضعیف این فرد شوید! در مقابل سایر همکاران، به وی ناسزا نگویید. با چشمان تان، او، سخنان و رفتارهایش را رصد نکنید، زیرا همه ی این اقدامات از جانب، خودِ شما را بد نشان می دهد.

بطور سازنده، با همکاران خود ادامه دهید!

قبل از اینکه بطور باز به این مشکل بپردازید با خودتان صادق باشید و ببینید: آیا این رفتار همکار شما، فقط آزاردهنده ست؟ یا روی توانایی تیم شما و به انجام رساندن کارها تاثیر می گذارد؟ اگر پاسخ تان دومی ست، و همین حالا قصدِ عمل کردن دارید بهتر است با همکار خود شروع کنید تا رئیس تان! تا حدممکن، بطور سازنده نزدیک شوید. همکارتان را در ملأعام قرار ندهید. در یک محل خصوصی مکالمه ای داشته باشید. نشان دهید که به دنبال درست کردنِ چیزی هستید نه دنبال جنگ و جدال! می توانید بگویید:

  • برای من روشن و واضح نیست که چطور اعضای تیم ما این برنامه را تقسیم کرده و بر آن غالب آمدند. می توانیم قبل از جلسه ی آینده، درباره ی این موضوع که چه کسی چه کاری انجام می دهد صحبت کنیم؟
  • من متوجه شدم که شما نگرانی هایی را درباره ی رویکردی که پیش گرفته ایم دارید. مایلم درباره ی آنها بشنوم. ممکن است دیدگاه های خود را به اشتراک بگذارید؟ دفعه ی بعدی، لطفا مستقیماً به خودِ من مراجعه کنید.
  • من درباره ی این حقیقت که “همه ی ما مشغول هستیم” حساس هستم. اجازه بدهید بدانم چه چیزی کمک می کند تا مطمئن شویم که تیم مان، توجه کامل به این مقوله دارد؟ دفعه ی آخری که باهم بودیم احساس کردم که شما ناامید، سرخورده و ناشکیبا هستید. مایلم که مطمئن شوم همه ی ما در یک وضعیت همکاری مشترک برای هم به سر می بریم.

در صورت لزوم، برای رئیس خود تشدید کنید!

اگر با همه ی اینها، تغییر قابل توجهی را حس نکردید و همواره معتقد بودید که رفتارهای وی روی کار تاثیر می گذارد با هدایت آن سمتِ رئیس، ادامه دهید. از خود بپرسید: آیا همه راه حل ها را برای اینکه در همینجا این مشکل را حل کنم، انجام داده ام؟ رابطه ی فعلی من با رئیسم چگونه است؟ چطور می توانم قالبی را برای این موضوع ایجاد کنم تا در آخر، به نظر نرسد که فقط قصد تخریب یا در رفتن از زیر کار حساب شود؟ بهترین زمان و بهترین رویکرد چیست؟

دقت کنید: طوری به نظر نرسید که گویی خودِ شما ایجادکننده ی مشکل هستید! نباید عصبانی، غیرقابل ملاحظه و شاکی به نظر برسید. باید تمرکز شما روی “کار” باشد. در این رویکرد، اهداف و مقاصد خود را آشکار و واضح مطرح کنید. سوال بپرسید. توضیح دهید. یک لحن خنثی (بدون جانبداری) و آرام را اساس کار خود بدانید.

عادت‌های ساده که بهره وری را افزایش می‌دهند

کار هوشمندانه به این معنا است که وظایف میان افراد متخصص تقسیم شوند؛ کاری که با عادت‌ها و تفکر انتقادی همراه است و زمان و انرژی کمتری می‌برد.

هدف از انجام کار هوشمندانه این است که با انجام کار کمتر و آسان‌تر، نتیجه‌ی بهتری گرفت و با سرعت بیشتری به سمت هدف حرکت کرد. درواقع باید بتوان راه‌های مؤثرتری برای انجام کارها پیدا کرد. به‌عنوان مثال به جای استخدام ۱۰ مرد برای حمل یک سنگ بزرگ می‌توان ۱۰ چرخ ساخت و یک نفر را استخدام کرد تا کار را انجام دهد. کلید کار هوشمندانه، پیدا کردن راه‌ حل‌ خلاقانه برای انجام امور و جلوگیری از کار سخت است. تعداد زیادی از مردم به دلیل عدم انجام کار هوشمندانه مجبور می‌شوند ساعات زیادی کار کنند. عرق کردن، استرس داشتن و فکر زیاد نشانه‌هایی از این هستند که یک فرد کار خود را به‌خوبی انجام می‌دهد. این موضوع گاهی اوقات درست و گاهی اوقات دقیقا برعکس است. یعنی این موارد نشان‌دهنده‌ی این هستند که راه سخت را انتخاب کرده‌اید و همه‌ی کارها را خودتان به‌تنهایی انجام می‌دهید.

همه‌ی رهبران، فرماندهان و هدایت‌کنندگان یک گروه موسیقی کار مشابهی انجام می‌دهند. آن‌ها هیچ کاری را به‌تنهایی انجام نمی‌دهند؛ بلکه یک تیم را هدایت می‌کنند. افرادی که یک گروه موسیقی را هدایت می‌کنند خودشان لزوما نوازنده‌های خوبی نیستند؛ اما می‌دانند که چه کاری باید انجام شود و چه فردی بهترین نیرو برای انجام آن کار است. بنابراین زمانی که یک ویولونیست از وضعیت موجود شکایت می‌کند و توقع دارد به دلیل مهارتش وظیفه‌ی رهبری تیم به او سپرده شود، رهبر تیم می‌گوید: «این من هستم که موقعیت‌های خوب را فراهم می‌کنم و به تو فرصت می‌دهم که بهترین توانایی خود را به نمایش بگذاری.»

برای انجام کار هوشمندانه پیش از هر اقدامی باید بدانید که چه چیزهایی نمی‌دانید. از این شرایط استقبال کنید و بگویید: «من مهارت انجام این کار را ندارم و بهتر است شخص دیگری به جای من این کار را انجام دهد». شما باید بدانید که چه حداقل‌هایی برای انجام یک کار نیاز هستند اما خودتان را در هر زمینه‌ای خبره ندانید و فکر نکنید که بدون کمک شخص دیگری می‌توانید کارها را به تنهایی انجام دهید. با داشتن چنین طرز تفکری به هیچ جا نخواهید رسید. بعد از گذشت مدتی می‌بینید که تنها در شرکت نشسته‌اید و وظایف دیگران را نیز انجام می‌دهید؛ زیرا به جای اینکه شاهد جنگل باشید، روی درخت‌ها تمرکز کرده‌اید. اگر احساس می‌کنید حاکم مطلق کار، اهداف و فعالیت‌های زندگی هستید، موارد زیر به شما کمک می‌کنند که به جای سخت کار کردن هوشمندانه کار کنید.

۱- کارها را به دیگران محول کنید

محول کردن کارها به دیگران، یکی از تأثیرگذارترین راه‌ها برای بهتر و سریع‌تر انجام دادن امور است. به جای اینکه تلاش کنید تمام کارها را خودتان انجام دهید، وظایف را بین دیگران تقسیم کنید. تصور کنید می‌خواهید ۱۰ جعبه را به‌تنهایی جابه‌جا کنید، چه مقدار زمان و انرژی برای انجام آن باید صرف کنید. حال تصور کنید ۹ نفر دیگر برای کمک‌رسانی حاضر هستند درنتیجه کارها بسیار آسان‌تر از قبل انجام خواهد شد. در دنیای کسب‌و‌کار نیز به این همین صورت است و موفقیت محصول از مدیریت دقیق لحظه‌ها ناشی می‌شود. بنابراین محول کردن کارها یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین راه حل‌ها است.

۲- نمونه‌های اولیه تولید و از آن‌ها استفاده کنید

به جای اینکه هر بار همه چیز را از ابتدا آغاز کنید، به کارهای قبلی خود بازگردید و از آن‌ها استفاده کنید. بهرهوری یعنی کاری را یک بار انجام دهید و بیشتر از یک بار به آن مراجعه کنید. هرقدر تعداد دفعات مراجعه بیشتر شود، هزینه‌ی تولید نیز بیشتر کاهش پیدا می‌کند؛ زیرا کارهای زیادی در پشت صحنه در جریان هستند. اگر محصولی به ارزش ۱۰ دلار را در عرض یک ساعت تولید کنید، باید ۱۰ محصول بفروشید تا زمانی که صرف کرده‌اید جبران شود. با این حال اگر ۵۰ محصول بفروشید یعنی صد دلار روی زمان خود سرمایه‌گذاری کرده‌اید و برگشت ۵۰۰ دلاری داشته‌اید، یعنی سرمایه‌ی شما چندین برابر شده است و این مقدار معادل پنج ساعت کار است. این مثال یک نمونه‌ی واضح از یک بار تولید کردن و استفاده‌ی مجدد است. این موضوع در مورد بسیاری از امور صدق می‌کند و این به شما بستگی دارد که بخواهید برای گرفتن نتیجه‌ی مشابه یک ساعت یا پنج ساعت کار کنید.

۳- کار خود را تقسیم کنید

داشتن لیست کاری متشکل از ۵۰ کار به هیچ عنوان خوشایند نیست و بدترین قسمت آن این است که باید دائما برای انجام کارهای مختلف طرز فکر خود را تغییر دهید زیرا ممکن است یک کار به خلاقیت احتیاج داشته باشد و کار دیگر در مورد تحلیل کردن موضوع جدیدی باشد. پریدن از یک کار و رفتن سراغ کار دیگر، زمان و انرژی زیادی از شما خواهد گرفت. لیست انجام کار خود را از نظر موضوع دسته‌بندی کنید و کارهای مشابه را در هر دسته قرار دهید. به‌عنوان مثال کارهای مالی را در یک دسته و کارهای خلاقانه را در دسته‌ی دیگر قرار دهید. این کار کمک می‌کند که بهره‌وری بیشتری داشته باشید.

۴- از قبل برنامه‌ریزی کنید

یکی دیگر از رمزهای موفقیت این است که بدانید قبل از به پایان رسیدن روز باید چه کارهایی را کامل انجام دهید. مطمئنا اگر پیش از وارد شدن به محل کار بدانید که تا پایان ساعات کاری باید چه کارهایی انجام دهید، برنامه‌ریزی دقیق‌تری خواهید داشت. اگر بتوانید قبل از آغاز روز، هفته، ماه یا حتی سال برنامه‌ریزی کنید و ببینید که می‌خواهید در این مدت کجا بروید و به چه اهدافی برسید، درک بهتری از مسیر خواهید داشت و آسان‌تر به مقصد می‌رسید. این کار نوشتن لیست انجام کار را راحت‌تر می‌کند و معنی بیشتری به کارها می‌دهد. زمان خود را تنها برای اینکه نشان دهید سرتان شلوغ است سپری نکنید. زمان خود را در جایی سرمایه‌گذاری کنید که بدانید شما را به اهداف نزدیک‌تر می‌کند و در آینده بیشترین برگشت را خواهد داشت.

۵- از نیروهای متخصص کمک بگیرید

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که پیش از رسیدن به راه حل خلاقانه برای حل مسائل باید بدانید این است که ما پاسخ تمام پرسش‌ها را نداریم. دانش عمیق و تخصصی یک مهارت کمیاب است. به همین دلیل است که در یک شرکت بزرگ افراد متخصصی برای هر بخش استخدام می‌شوند. ایده‌آل‌ترین حالت ممکن این است که برای هر قسمت افراد متخصص در نظر گرفته شوند و پروژه‌ها را با توجه به مهارت‌هایی که دارند هدایت کنند.

منبع: زومیت

آموزه های کارآفرینی غیرمنتظره از آلبرت انیشتین

آموزه های کارآفرینی

با مطالعه فراز و نشیب زندگی و کار دانشمندان بزرگ آموزه های کارآفرینی بسیاری را می توان بدست آورد. همچنین از نقل قول ها و صحبت های آنها می توان برای یافتن مسیر درست استفاده کرد. چرا که این حرف ها برگرفته از چندین سال تجربه و تلاش آنهاست. برخی از این نقل قول ها را در ادامه ذکر می کنیم.

به گفته سامنر ردستون، موفقیت از موفقیت ایجاد نمی شود. بلکه از شکست ایجاد می شود. از ناامیدی ایجاد می شود. و گاهی اوقات در فاجعه ایجاد می شود.

توماس ادیسون نیز گزارش مشابهی از موفقیت را با نقل قول معروفش ارائه می کند: من هزار بار شکست نخوردم، بلکه لامپ نور اختراعی با یک هزار مرحله بود.

به هر حال، بزرگترین اختراعات جهان، اغلب با تهدیدات وحشتناک تری همراه است. همین حرف ها را می توان برای آلبرت انیشتین، که نام خانوادگی او مترادف با نابغه شده است، گفت. برای بسیاری، انیشتین بزرگترین دانشمندی است که تاکنون زندگی کرده است. اما مجموعه ی منحصر به فردی از نامه ها و مقالات آلبرت انیشتین، که سابقه مبارزه و شکست او را به ما نشان می دهد، بیانگر اینست که او نیز انسانی بوده همانند همه انسانها و تنها با کار خستگی ناپذیر به موفقیت های بزرگ دست یافته است. بر اساس چنین متونی، در اینجا پنج مورد از آموزه های کارآفرینی وجود دارد که هر کسی می تواند از آلبرت انیشتین یاد بگیرد.

۱. حتی نوابغ هم گاهی اوقات اشتباه می کنند

فقط به این دلیل که انیشتین یک نابغه در نظر گرفته می شود، نمی توان گفت که او همیشه درست فکر می کرده است. بهترین مثال از این می تواند تأثیر مرکزی نظریه کوانتومی باشد، که می گوید جهان براساس احتمالات است نه مطلق ها. انیشتین به دلیل باور به جبر سالهای درازی با این نظریه مخالفت کرد، که در بحثهای معروف انیشتین دیده می شود، جایی که انیشتین اظهار داشت: “من به هر حال معتقدم خدا تاس نمی ریزد”، و بوهر هوشمندانه پاسخ داد که “انیشتین، از تعیین تکلیف کردن برای خدا دست بکش”.

۲. مطالعه به نفع شماست

مطالعه یکی از بهترین آموزه های کارآفرینی است. مطمئنا، شما می توانید هر کتابی را بخوانید، اما زمانی که کسی کتاب مناسب را در زمان مناسب بخوانید، تاثیر عمیقی بر چشم انداز زندگیش خواهد داشت. بنابراین، چه کتاب هایی ممکن است انیشتین را که یکی از بزرگترین نابغه هایی است که تا به حال به دنیا آمده، سرگرم کند؟ یکی از چنین متونی، رساله طبیعت بشر توسط دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی بود.

انیشتین در یکی از نامه هایش اعتراف کرد که خواندن آن رساله به او کمک کرد تا تئوری مشهور خود را درباره نسبیت خاص تدوین کند. این چیزی است که خواندن می تواند برای شما انجام دهد؛ مطالعه می تواند به شما در تهیه ایده های جدید با خواندن درباره نتایج، اقدامات و تجربیات دیگران کمک کند.

برای مطالعه بیشتر:

درس های کارآفرینی که هرگز در دانشگاه یاد نگرفتیم!

درس های کارآفرینی شگفت انگیز از کارآفرینان موفق آفریقایی

درس های کارآفرینی از جوان ۲۶ ساله

۳. با چالش روبرو شوید

روبرو شدن با چالش یکی از بزرگترین آموزه های کارآفرینی است که می توان از انیشتین آموخت. یکی از ویژگی های تعریف کننده انیشتین، توانایی او در طراحی مفاهیم پیچیده علمی با تجسم سناریوهای فوق العاده اما بالقوه واقعی بود. آلبرت انیشتن به دلیل اهداف خود نه تنها با چالش های زیادی روبرو می شد بلکه بارها شکست می خورد اما این حوادث موجب نمی شد او از چالش و مشکلات بترسد و هدف خود را رها کند.

پیش از اینکه پست هایش توسط جامعه علمی به طور گسترده پذیرفته شود، انیشتین چندین دهه را صرف تحقیق و دفاع از کار خود کرده است. و هنگامی که نظریه های خاص و عمومی نسبیت او ثابت شد، انیشتین توقف نکرد و به دنبال چالش های اضافی و سخت تر بوداستقبال از چالش یکی از آموزه های کارآفرینی است.

به عنوان هدف نهایی زندگیش، انیشتین امیدوار بود که نیروهای الکترومغناطیس و گرانش را در یک چارچوب نظری متحد کند، که همچنین نظریه مکانیک کوانتوم را شامل شود. این تلاش تبدیل به یک سری بن بست شد. و هنوز دست نیافته باقی مانده است. و به عنوان یادآور  نبوغ و جاه طلبی انیشتین از آن یاد می شود. اگر یک سمبل و تمثال کارآفرینی علمی وجود داشته باشد، آن آلبرت انیشتین است.

۴. نقاط ضعف خود را به نقاط قوت خود تبدیل کنید

انیشتین در کودکی در به خاطر سپردن کلمات مشکل داشت. و به همین دلیل در مدرسه دچار مشکل شد (البته در بزرگسالی تا حدی خود را اصلاح کرد). حتی خواهرش از او به عنوان کسی که میلی به حرف زدن ندارد، یاد می کرد. کارشناسان مانند سیمون بارون کوهن حدس می زدند که انیشتین ممکن است مبتلا به سندرم  AS، که نوع خفیفی از اوتیسم است، باشد. افراد مبتلا به AS ، بی اعتمادی اجتماعی، گسستگی عاطفی و رفتار اجتماعی نامناسب از خود نشان می دهند. که شامل عدم همدلی با دیگران و عدم تقارن اجتماعی و عاطفی است.

ممکن است انیشتین همچنین از مشکلات ارتباطی غیر کلامی و خام حرکتی رنج برده باشد. اما جنبه دیگری از سندرم As علاقه مبرم به یک موضوع یا یک شیء واحد است. بنابراین، به دلیل اینکه انیشتین علاقه کمی به اجتماعی شدن نشان می داد، در تنهایی و خلوت خود از توانایی ذهنی اش استفاده خوبی می کرد. بنابراین، با بازیمندی کودکانه ، کنجکاوی بی پایان و توانایی تمرکز متمایز، او جهان را درست در مقابل چشمان ما رمزگشایی کرد.

برای مطالعه بیشتر: 

نقاط قوت کارآفرینان خجالتی که می توانند در کارآفرینی از سایرین پیشی بگیرند

۵. محیط زیست شما اهمیت دارد

من در مورد محیط زیست در مورد گرم شدن زمین صحبت نمی کنم. بلکه در مورد این صحبت می کنم که کجا و با چه کسی بیشتر وقت خود را صرف می کنید. در ۱۵ مقاله و ۳۳ نامه که بین سالهای ۱۹۳۳ و ۱۹۵۴ توسط انیشتین نوشته شد، و در سال ۱۹۳۳ و در سال ۱۹۵۴ در نمایشگاه کتابهای آنتیویک لندن به مزایده گذاشته شد، به وضوح می بینیم که انیشتین به عنوان یک دانشجو دچار مشکل بود. او به وضوح در مدرسه نبود، جایی که ایده هایش اغلب با استادانی که بیشتر به هنجارها فکر می کردند و به فراتر از هنجارها اعتقادی نداشتند، دچار تقابل و درگیری بود.

این تنها تا زمانی بود که انیشتین به عنوان یک کارمند در یک اداره ثبت اختراع شاغل شد. و او نه تنها در فیزیک، بلکه در ریاضیات و فلسفه نیز موفق شد. نکته ای که در اینجا وجود دارد، این است که منفی نگاه کردن نتایج منفی ایجاد می کند. هر جا که می خواهید وقت خود را صرف کنید، اول اطمینان حاصل کنید که در اطراف افرادی مثبت هستید تا بتوانید خلاقیت خود را بروز دهید.

نکته پایانی:

کار انیشتین نوع نگاه فیزیکدانان را به زمان، فضا، جاذبه و نور تغییر داد. او در کنار گالیله و نیوتن یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ بوده است. این تنها به این دلیل است که، علاوه بر اینکه او نابغه بود، در سرتاسر مبارزات همه جانبه ی شخصی و حرفه ای نیز استوار و مقاوم بود. در واقع، از بسیاری جهات، انیشتین انسانی عمیقا ناقص بود. با این حال او هرگز تسلیم نشد و اراده و عزم او غیر قابل شکستن بود. زندگی او نه فقط درس زندگی به ما می دهد بلکه آموزه های کارآفرینی بسیاری را می توان از او و زندگی پر فراز و نشیب و مملو از شکست های مکرر و موفقیت های بزرگش آموخت.